مسعود بختیاری

در سال 1319 در منطقه عشايري لالي از توابع مسجد سليمان به دنيا آمد. وي پس از تكميل تحصيلات متوسطه آن زمان به خدمت آموزش و پرورش در آمد و تا سن بازنشستگي در كسوت معلمي انجام وظيفه مي كرد. از سال 1350 در كنار شغل معلمي ،‌همكاري خود را با راديو اهواز آغاز كرد و با همراهي منصور قنادپور نوازنده سنتور كه شيوه نوازندگي‌ و تنظيم اركستري‌اش بسيار متأثر از استاد پايور بود، آثاري را به دو گويش فارسي و بختياري ارائه داد. آن زمان غالب اين آثار از راديو پخش مي‌شدند و به شكل امروز، چندان اثري در قالب كاست رسمي وارد بازار نمي شد.  ولي نوارهاي ضبط خصوصي به فراواني در ميان بختياري‌ها دست به دست مي گشت. مسعود بختياري در همان زمان چند ترانه عامه پسندبه زبان فارسي نيز خواند كه در مقايسه با آثار مشابه امروزي يك سر و گردن بالاتر مي نمايند.

 پس از انقلاب در سال 1365 نخستين نوار شركتي وي با نام "مال كنون" به بازار موسيقي آمد. اين كار با آنكه بيست سال از زمان توليد و انتشار اوليه‌اش مي گذرد، همچنان رتبه اول فروش نوارهاي بختياري را از آن خود كرده است. شش سال بعد دومين كار او با نام "هي جار" و باز هم با آهنگسازي و تنظيم عطاء جنگوگ روانه بازار شد."هي جار" نيز محبوبيت و مقبوليت فراواني يافت ولي هرگز به پاي "مال كنون" نرسيد. مسعود بختياري پس از اين دو اثر شاخص خود، سه اثر ديگر به نام‌هاي "آستاره"، "برافتو" و "تاراز" را با كمترين تعداد نوازنده به علاقه‌مندان موسيقي بختياري ارائه داد. همپاي هميشگي وي در غالب نوار ها و كنسرت‌ها،‌ علي حافظي نوازنده تواناي ني بختياري بود.

 مسعود بختياري در طول عمر خود هيچ گاه زني اختيار نكرد و پس از بازنشستگي نيز در جمع خانوادگي خواهرش در كرج مي‌زيست. از حضور در تجمعات و مجالس چندان لذت نمي برد. يك ماه پيش به منظور برگزاري يك مراسم بزرگداشت در تالار وحدت، با او صحبت كرديم. در ابتدا نمي پذيرفت  ولي به سختي رضايت داد كه عمرش به سر آمد و عملاً مراسم بزرگداشت وي را بايد با مراسم يادبودش عوض كنيم.

  علاءالدين موسيقي بختياري را عميقاً درك كرده بود و قادر بود صورت متفاوت از نسخه اصل آن را به مخاطبان ارائه دهد به طوري كه نه خشونت آوازهاي وحشي را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهري به خود بگيرد كه ديگر نتوان آن را موسيقي قومي و محلي ناميد. وي  چنانكه خودش مي گفت ظرايف موسيقي بختياري را از جمله هاي كرنا نوازان دريافته بود. معتقد بود "اگر در كار كرنا نوازان دقيق شويم نغمه هاي بسيار بسيار زيبايي پيدا مي‌كنيم كه در نگاه اول ممكن است به چشم نيايند." وی علاوه بر آواز خواني، قدرت آهنگسازي نيز داشت و خيلي از ترانه هاي ماندگار وي زاييده ذهن خلاق خود اوست.  تسلطش بر ادبيات فارسي و بختياري و همينطور برخورداري از ذوق شعري به او امكان داده بود تا كلام  بسياري از ترانه‌هايش را خود بسرايد. مانند  ترانه "تنك بلور" كه در سال 1351 با همراهي اركستر راديو اهواز به سرپرستي منصور قنادپور خواند. مرداد ماه سال گذشته براي اينكه آن ترانه ماندگار را با زبان موسيقي امروز بازآفريني كنيم، به اتفاق دكتر اردشير صالح پور به ديدارش رفتيم. با روي گشاده پذيرفت و اجازه داد. پس از ضبط اوليه اثر كه براي سازهاي كرنا و دهل و اركستر زهي نوشته شده بود، ترانه را به گوشش رسانديم. خوشش آمد و خيلي تحويلمان گرفت. خدايش رحمت كند. اين ترانه را هنرمند جوان شهرام براتپوري بازخواني كرده است كه فكر مي‌كنم حداكثر تا يك ماه ديگر در اختيار علاقه مندان موسيقي بختياري قرار بگيرد.